فكري قادر به‌انجام وظيفه و نيل به‌تقدير خود نيست‌. اگر آشوبي كه برانگيختند مقياس درستي‌ براي عظمتشان باشد، آنان در شمار بزرگ‌ترين متفكران سراسر تاريخ بشرند، چون آشوب‌ ابن‌رشد و ابن‌ميمون قرن‌ها، دوام يافت و پژواك آن تا به‌امروز شنيده مي‌شود. تأثيري كه‌ بي‌درنگ چنان ديرپا وعميق گشته شاهد صادقي است بر عظمت آنان‌، ولي ما نمي‌توانيم آن را بسنجيم‌. انسان مايل است آنان را به همان بزرگي بشناسد كه بودند. آنان بيش از آنچه مي‌ارزيد آشوب برانگيختند؛ تلاطمي را كه در آب‌هاي آرام فكر آدمي پديد آوردند، رويدادهاي گوناگون‌ بسيار بدتر كرد. با اين حال‌، آنان بزرگ‌ترين متفكران عصرخويش بودند، و بايد در شمار فيلسوفان برجسته‌ٴ همه‌ٴ اعصارشان‌، دانست‌.
جالب است بدانيم كه فعاليت ابن رشد و ابن‌ميمون تا حدود زيادي مستقل از يك‌ديگر بود، جز اين‌كه هر دو از يك خاك برخاستند. هر دو قرطبي بودند، ولي ابن‌رشد سال‌ها، در مراكش‌ به‌سر برد، و ابن‌ميمون در مصر. معتقدم كه اين از جالب‌ترين تقارن‌هاي سراسر تاريخ فكر است‌.
رستاخيز لاتيني‌، كه ژرار كرمونائي مظهر آن بود، اساساً يك رستاخيز علمي بود، نه رستاخيز ادبي مانند آنچه سه سده‌ٴ بعد، صورت گرفت‌. از نظر تاريخ علم‌، اين رستاخيز سده‌ٴ دوازدهم‌، به‌ همان اهميت رستاخيز بعدي است‌.
عنوان كتاب قبلي (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌)، دو سوم اسپانيايي بود و يك سوم فرانسوي‌؛ عنوان اين كتاب (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌)، دوسوم اسپانيايي و يك سوم ايتاليايي است‌. ولي‌ ژرار بخش بزرگي از عمرش را در طليطله گذراند. ازاين‌رو، اين كتاب تجليلي واقعي از اسپانياست‌. سه رهبر اين عصر، معرف سه دين مختلف و دو شهرند ــ قرطبه و طليطله ــ ولي‌ فقط معرف يك كشورند، يعني اسپانيا. ولي‌، هم‌چنان‌كه در صفحات بعد خواهيم ديد، دنياي‌ سده‌ٴ دوازدهم‌، بسيار پيچيده بود، و مراكز فكري نه فقط در اسپانيا، بلكه در بسياري كشورهاي‌ ديگر هم قرار داشت‌. مدرسه‌ها و دانشگاه‌هاي بزرگ سالرنو، بولونيا، مونپليه‌، و پاريس را به ياد آوريم‌! دربارهاي متعدد اسلامي و مسيحي‌، و دربار خارق‌العاده‌ٴ پالرمو را به ياد آوريم كه تركيبي‌ از هر دو بود! ولي نبايد جلوتر رفت‌. پيچيدگي و غناي سده‌ٴ دوازدهم‌، هم‌اكنون‌، مورد كاوش قرار مي‌گيرد.

ب‌. زمينه‌ٴ ديني‌

1. قلمرو مسيحيت‌. ناآرامي معنوي كه در آغاز سده‌ٴ دوازدهم‌، خود را نمايان ساخته بود، در نيمه‌ٴ دوم‌، هم به‌تجلي خود ادامه داد. البته همان عوامل به‌كار خود ادامه مي‌داد. كليسا بسيار ثروتمند و نيرومند شد؛ از جهت خارجي متحد شد، با اين‌همه از اقناع آمال عميق‌تر برخي‌ جان‌هاي شوريده عاجز ماند. از يك سو، ميان نيرو و تجمل آن‌، و از سوي ديگر، فقر مادي و